تبلیغات
بســـــــــــــوی ظهـــღــــــور

ما در راهیم به تو خواهیم رسید یا مهدی(عج)...

اربعین حسینی

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:یکشنبه 1 دی 1392-08:20 ب.ظ



در اربعین چه گذشت؟

مشهورترین واقعه ای که به مناسبت چهلمین روز شهادت شهدای کربلا بازگو می شود جریان رسیدن کاروان اهل بیت علیهم السلام به کربلا و هم زمانی این ماجرا با حضور جابر بن عبدالله انصاری در کربلا و زیارت قبر شریف امام حسین علیه السلام توسط او.

هر چند برخی از صاحب نظران این وقایع را بعید دانسته و منکر آن شده اند اما تحقیقات انجام شده نشان می دهد که این بعید دانستن ها و انکار ها صحیح نیست و دلیل قابل قبولی برای رد این دو واقعه وجود ندارد.

آنچه در ادامه می آید گزارش هایی از این دو واقعه در منابع موجود است:


مصباح الزائر به نقل از عطا می نویسد: روز بیستم صفر با جابر بن عبد اللّه بودم  هنگامى که به غاضریّه رسیدیم در جوى آن جا غسل کرد و پیراهن پاکیزه اى را که همراه داشت  پوشید. سپس به من گفت: اى عطا ! آیا عطرى به همراه دارى؟

گفتم: سُعد (مادّه اى خوش بو کننده) دارم.

او از آن به سر و بقیّه بدنش مالید. سپس با پای برهنه رفت تا نزد سرِ امام حسین علیه السلام ایستاد و سه تکبیر گفت و بیهوش، بر زمین افتاد و هنگامى که به هوش آمد، شنیدم که مى گوید: سلام بر شما، اى خاندان خدا .. 

بشارة المصطفى به نقل از عطیّه عوفى می نویسد: همراه جابر بن عبد اللّه انصارى، براى زیارت قبر حسین بن على بن ابى طالب علیه السلام حرکت کردیم. هنگامى که به کربلا رسیدیم، جابر به کرانه فرات، نزدیک شد و غسل کرد و پیراهن و ردایى به تن کرد و کیسه عطرى را گشود و آن را بر بدنش پاشید و هیچ گامى برنداشت، جز آن که ذکر خداى متعال گفت، تا این که به قبر، نزدیک شد و [به من ]گفت: دست مرا بر قبر بگذار.

چون دست او را بر قبر گذاشتم، بیهوش، بر روى قبر افتاد. کمی آب بر او پاشیدم و هنگامى که به هوش آمد، سه بار گفت: اى حسین! 

آن گاه گفت : دوست ، پاسخ دوست را نمى دهد؟!


بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ولادت امام علی النقی (ع)

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:چهارشنبه 24 مهر 1392-08:47 ب.ظ



مژده ز سوى خدا بر همه آمد / دست گل جواد الائمه آمد

بانگ منادى آمد تبارک اللَّه / موسم شادى آمد تبارک الله


یكى از اصحاب حضرت ابوالحسن ، امام هادى صلوات اللّه علیه به نام اسحاق بن ابراهیم حكایت كند:

روزى به محضر مبارك آن حضرت شرفیاب شدم ، شخصى را دیدم كه در مجلس حضرت اظهار داشت : مدّتى است كه مبتلا به سردرد شدیدى گشته ام .

امام علیه السلام فرمود: ظرفى را با مقدارى آب بردار و این آیه شریفه قرآن را بر آن بخوان :

أ وَلَمْ یَرَ الَّذینَ كَفَرُوا انَّ السَّمواتِ وَ الاْ رْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتّقْنا هُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَیٍ حَیُّ أ فَلا یُؤْمِنُونَ.(55)

و سپس آن را بیاشام ، كه انشاءاللّه سردرد برطرف خواهد شد.(56)

حضور داشتند، چنین فرمود: اسم اعظم خداوند متعال ، داراى هفتاد و سه حرف مى باشد كه آصف بن برخیا - وصىّ حضرت سلیمان علیه السلام - یك حرف از مجموع آن ها را مى دانست و زمین برایش كوچك شد، به طورى كه توانست در كمتر از یك لحظه عرش بلقیس را نزد حضرت سلیمان علیه السلام آورد.

ولیكن نزد ما اهل بیت رسالت هفتاد و دو حرف موجود است و یك حرف آن نزد خداوند متعال محفوظ مى باشد.(57)

3 هنگامى كه خداوند متعال نوزادى به حضرت ابوالحسن ، امام هادى علیه السلام عطا نمود، عدّه اى از اصحاب ، خدمت حضرت آمدند تا تهنیت و تبریك گویند.

وقتى بر حضرت وارد شدند، او را شادمان و مسرور نیافتند؛ علّت را جویا شدند؟

امام علیه السلام فرمود: به نوزاد امیدى ندارم ، چون كه او عدّه بسیارى را گمراه مى گرداند.

پس پیش گوئى حضرت و علّت ناراحتى آن بزرگوار تحقّق یافت و این نوزاد همان جعفر كذّاب شد.(58)

4 ابوهاشم جعفرى حكایت كند:

روزى در محضر شریف امام هادى علیه السلام شرفیاب شدم ، كودكى وارد شد و شاخه گلى را تقدیم آن حضرت كرد.

امام علیه السلام آن شاخه گل را گرفت و بوئید و بر چشم خود نهاد و بوسید؛ و سپس آن را به من اهداء نمود و اظهار داشت :

هر كه شاخه گلى را ببوید و بر چشم خویش بگذارد و ببوسد و سپس صلوات بر محمّد و آلش فرستد، خداوند متعال حسنات بى شمارى را در نامه اعمالش ثبت مى نماید؛ و نیز بسیارى از خطاها و لغزش هایش را مورد عفو قرار مى دهد.(59)

5 یكى از اهالى كوفه در شهر سامراء خدمت حضرت ابوالحسن ، امام علىّ هادى علیه السلام شرفیاب شد و اظهار داشت :

یاابن رسول اللّه ! من از دوستان و علاقه مندان به شما و اجدادتان مى باشم ، و داراى قرض سنگینى هستم و چون توان پرداخت آن را ندارم به قصد شما آمده ام .

امام هادى علیه السلام فرمود: همین جا بِایست تا چاره اى بیندیشم .

پس از گذشت لحظاتى ، مقدار سى هزار دینار از طرف متوكّل - خلیفه عبّاسى - براى حضرت آوردند.

حضرت سلام اللّه علیه آن پول ها را از ماءمور متوكّل گرفت و بى درنگ و بدون آن كه محاسبه نماید، تمامى آن سى هزار دینار را تحویل آن شخص كوفى داد.

پس آن مرد كوفى مقدار ده هزار دینار از آن ها را برداشت و اظهار نمود: یاابن رسول اللّه ! من بیش از ده هزار دینار نیاز ندارم ، چون به همان مقدار بدهكار هستم و براى من همین مقدار كافى است .

ولى امام علیه السلام از پس گرفتن آن بیست هزار دینار خوددارى و امتناع نمود.

لذا آن مرد كوفى تمامى آن هدیه را گرفت و گفت : خداوند بهتر مى داند كه چه كسانى را امام و حجّت خود بر انسان ها قرار بدهد، و سپس عازم شهر كوفه شد.



منابع:

 

55- سوره انبیاء: آیه 30.
56- بحارالا نوار: ج 92، ص 51، ح 7.
57- بحارالا نوار: ج 27، ص 26، ح 3.
58- عیون المعجزات : ص 135.
59- كافى : ج 6، ص 525، ح 5، حلیة الا برار: ج 5، ص 37، ح 3.

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


+ولادت امام هادی رو به همه تبریک میگم    


تازه یه روز هم دیر کردم من رو ببخشید 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شهادت امام محمدتقی(ع)

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:جمعه 12 مهر 1392-01:25 ب.ظ


مجلس مناظره ای راه انداختند .
بزرگترین دانشمندشان را دعوت كردند.

امام جواد (ع) را هم همینطور. همه كه جمع شدند یحی بن اكثم بلند شد. مجلس ساكت شد.

پرسید :"اگر كسی برای مراسم حج محرم شده باشد و شكاری را بكشد تكلیفش چیست؟"

امام جواب داد:" این شخص زن است یا مرد؟
بزرگ است یا بچه؟
آزاد است یا بنده؟
كارش عمدی بوده یا نه؟
حالا چی؟ پشیمان شده؟
حجش عمره بوده است یا واجب؟
شكار پرنده بوده یا نه؟

***
همه شان ساكت شده بودند
از شنیدن حالت های مساله رنگ صورتهای شان مثل گچ سفید شده بود.
فهمیدند كه شكست خورده اند.

شهادت مظلومانه جوانترین شمع هدایت و نهمین بحر کرامت، تسلیت و تعزیت.

***
+پی نوشت:
واقعا معذرت میخوام که تو این مدت نتونستم وبلاگم رو اپ کنم 
درگیر تایپ کتابم بودم و بعد این که تایپ کتابم تموم شد مدرسه ها شروع شدن.انشاا... از این به بعد وبلاگم رو بیشتر به روز میکنم 



داغ کن - کلوب دات کام
تسلیت () 

عید سعید فطر

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:چهارشنبه 16 مرداد 1392-06:10 ب.ظ

اس ام اس عید فطر

خداحافظ ای ماه غفران و رحمت

خداحافظ ای ماه عشق و عبادت

خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها

خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی

خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه

خداحافظ ای بهترین ماه الله


اون شب طوره دیگه ای بود انگار همه منتظر رؤیت ماه بودن.

در تلویزیون و رادیو هم از ماه و دیدنش صحبت میکردن
نمیدونستم چه خبره ولی هر چی بود خیلیها براشون مهم بود.
پای تلویزیون نشسته بودیم که یک دفعه اعلام کردن هلال ماه رؤیت شد و فردا عید فطر است.
درست نمیدونستیم چه خبره,خواهرم سهیلا هم مثله من بود و هنوز دقیقا متوجه ماجرا نشده بود.
ولی هرچه بود من دلم میخواست حتما فردا را روزه بگیرم آخه فکر کردم شاید چون عیده ثوابش هم بیشتر باشه.
سهیلا هم تصمیم گرفته بود روزه کله گنجشکی بگیره.
درسته هنوز برامون واجب نشده بود ولی در عالم بچگی دوست داشتیم ما هم یک کار چشمگیری کنیم.
مامان داشت با جاروبرقی خانه رو تمیز میکرد.ازش پرسیدم:مامان عید فطر یعنی چی؟
مامان هم گفت نمیشنوم بزار جاروبرقی بکشم بعد بپرس.
سهیلا رفت پیش مامان و گفت :مامان سحری چی داریم؟مامان هم گفت:هیچی نداریم.
مامان وقتی کارش تموم شد و جاروبرقی رو خاموش کرد به سهیلا گفت:میخواستی روزه بگیری؟
سهیلا هم سرش رو به عنوان تایید تکان داد.
مامان هم گفت دخترم فردا عید فطره نمیشه روزه بگیریم حرامه , انشاا... بزرگتر شدی میتونی کامل بگیری.
من هم کنجکاو شدم که حرام چیه؟از مامان پرسیدم:مامان حرام یعنی چی؟
مامان هم گفت:یعنی مثلا روزه به تو واجب بشه ولی تو روزه نگیری اون روزه نگرفتن حرامه.
بابا هم وقتی حرفمون رو شنید گفت:بله درسته مثلا همین فردا که عید فطر است روزه گرفتن حرامه و نباید روزه گرفت چون خدا گفته نگیرید.
من هم ادامه دادم:آهان فهمیدم حرام یعنی کاری که انجام دادنش ثواب داره ولی انجام دادنش گناه داره درست گفتم؟
مامان بابا هم گفتن:بله درسته خب حالا بروید بخوابید چون فردا صبح باید بریم مسجد تا در جشن عید فطر شرکت کنیم.
همه ی ما خوشحالی در صورتمان دیده میشد مامان بابا از عید فطر من هم از اینکه یاد گرفته بودم حرام چیست خوشحال بودم و سهیلا از اینکه فردا به جشن میرویم.
اما مامان بابا یک جورایی هم ناراحت بودند ناراحت از اینکه ماه رمضان رفت و من بعدها فهمیدم چه حسی دارد.



*عید سعید فطر رو به همه ی مسلمین جهان تبریک میگم
ماه رمضان امسال هم گذشت 
امیدوارم اخرین ماه رمضونی باشه که بدون اقا هستیم 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شب قدر و شهادت حضرت علی(ع)

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:یکشنبه 6 مرداد 1392-12:34 ب.ظ

یا رب ز تو امروز عطا می طلبم هشیاری و بخشش خطا می طلبم مقبولی روزه و نماز و طاعات از درگه لطفت به دعا می طلبم.




جمعیت زیادی دور حضرت علی حلقه زده بودند. مرد وارد مسجد شد و درفرصتی مناسب پرسید:
-یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟
علی در پاسخ گفت:
علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال وثروت میراث قارون و فرعون و هامانوشداد.



مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:
-اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت:بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید:-علم بهتر است یا ثروت؟
-علی فرمود: 
علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی. 

نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود،همان‌‌جا که ایستاده بود نشست. 
-در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد،و امام در پاسخش فرمود: 
علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است،ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!

هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:
-یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
-حضرت‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: 
علم بهتر است؛ زیرا اگر ازمال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگرانبیاموزی برآن افزوده می‌شود.

-نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنارستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال راتکرار کرد.
-حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند
علم بهتر است؛زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.

-با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:
-یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: 
علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. 

مرد ساکت شد. همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد.
در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:
یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
امام دستش را به علامت سکوت بالا برد و فرمودند 
علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.

مرد آرام از جا برخاستو کنار دوستانش نشست؛ آن‌گاه آهسته رو به دوستانش کرد و گفت: بیهوده نبود که پیامبر فرمود: من شهر علم هستم و علی هم درِ آن! هرچه 
از او بپرسیم، جوابی در آستین دارد، بهتر است تا بیش از این مضحکة مردم نشده‌ایم، به دیگران بگوییم،نیایند! مردی که کنار دستش نشسته بود، گفت: از کجا معلوم! شاید این
چندتای باقیمانده را نتواند پاسخ دهد، آن‌وقت در میان مردم رسوا می‌شود و ما به مقصود خود می‌رسیم! مردی که آن طرف‌تر نشسته بود،گفت: اگر پاسخ دهد چه؟ حتماً آن‌وقت 
این ما هستیم که رسوای مردم شده‌ایم! مرد با همان آرامش قلبی گفت: دوستان چه شده است، به این زودی جا زدید! مگر قرارمان یادتان رفته؟ ما باید خلاف گفته‌های پیامبر را به مردم ثابت کنیم.
-در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید،
-که امام در پاسخش فرمود
علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.

سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که…
-نهمین نفر وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید: یا علی!
علم بهتر است یا ثروت؟ امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود:
علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.

نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. 
او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:
-یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟ نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند:
علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند


فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود. سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند که می‌گفت: 
اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.


پ.ن:شهادت حضرت علی (ع) رو به همه ی شما تسلیت میگویم.



داغ کن - کلوب دات کام
تسلیت() 

ماه رمضان92

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:سه شنبه 11 تیر 1392-06:39 ب.ظ


کاش در این رمضان لایق دیدار شویم. *** سحری با نظر لطف تو بیدارشویم

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید

ماه رمضان داشت نزدیک میشد و تصور گرسنگی و تشنگیش از قبل محبوبه را در تصمیم برای روزه داری مردد کرده بود....روزه بگیرم  یا نه؟!!!بالاخره ماه رمضان رسید و محبوبه روزه نگرفت با خودش گفت:

کارم بسیار سخت است و مدام باید با مردم سروکله بزنم نمی توانم...سردرد می گیرم..اوه خدای من...خدا کنه این 1 ماه زود بگذرد.....

چند روز از ماه رمضان گذشت که برای محبوبه مشکلی پیش آمد...یک مشکل بزرگ مالی....او خیلی نگران و نا امید شده بود...مقداری از پولهایی که مسئولش او بود در بانک مفقود شده بود..مبلغ بالایی بود....محبوبه گفت ..خدایا کمکم کن تا من هم به امرت گوش فرا دهم

...بعد با خودش گفت..نه خدایا من روزه می گیرم یا کمکم می کنی یا نه

چند روز گذشت و محبوبه احساس سبکی و راحتی کرد...او از این که به این راحتی می توانست از پس تشنگی و گرسنگی روزه های تابستان براید تعجب کرده بود...شبهای احیاء نزدیک بود..محبوبه به همراه خانم همسایه به مسجد نزدیک محل زندگیش رفت...اوهرگز در مسجد نماز نمی خواند اما آن روز را به مسجد رفت . از نماز زیبای جماعت لذت برد..و بعد ماند تا مراسم احیاء..اگر از محبوبه می پرسیدند کدام احیاء به دلت نسشت او می گفت سال 92 .....ان شب حس عجیبی داشت..اصلا حواسش به اطراف نبود..و همراه با پیش نماز دعای جوشن کبیر را زمزمه می کرد

ساعت 3 شده بود و محبوبه اصلا متوجه گذشت زمان نشده بود...به خانه برگشت..یاد تفکر اولیه او باعث شرمندگیش می شد..با خودش گفت:خوب شد آن افکار را بلند بلند نگفتم

چند روز بعد مشکل پیش امده حل شد....به خاطر دعاهای از سر صدق و اخلاص محبوبه..و به خاطر توجه قلبیش به یک اعتقاد..

+فرا رسیدن ماه مبارک رمضان،ماه میهمانی خدا رو به همه ی شما تبریک میگم. 




داغ کن - کلوب دات کام
ماه رمضان () 

وفات اقا امام خمینی(ره)

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:دوشنبه 6 خرداد 1392-11:10 ق.ظ

تا گفتم خانم گفته چیزی نگفتند

خانم فریده مصطفوی (دختر امام):

یادم می آید بچه که بودم و با توپ توی اتاق بازی می کردم توپ را زدم وشیشه شکست , آقا با ناراحتی آمدند که ما را تادیب کنند که چرا این کار را کرده ایم ؟ من گفتم خانم به ما گفتند در اتاق بازی کنید ,عیبی ندارد . تا من این را گفتم , ایشان هیچ نگفتند و سرشان را پایین انداختند و از اتاق بیرون رفتند

(برداشتهایی از سیره امام خمینی  رحمه الله علیه جلد 1 صفحه 80 )



+رحلت حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را به همه ی ایرانیان تسلیت عرض میکنم .


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ولادت امام علی (ع) روز پدر

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:پنجشنبه 2 خرداد 1392-11:51 ق.ظ



تا که بر لب نامت ای زیباترین، می آورم
آسمان ها را تو گویی بر زمین می آورم
تو طلوع آفتابی، من اذان مغربم
زیر لب نام امیرالمؤمنین می آورم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هر وقت هنگام نماز می رسید امیرالمؤمنین - حضرت علی علیه السّلام - حال اضطراب و تزلزل پیدا می کرد. عرض می کردند شما را چه می شود که اینقدر ناراحتید. می فرمود: وقت امانتی که خداوند بر آسمان و زمین عرضه داشت و آنها امتناع از حمل آن ورزیدند، رسیده. در جنگ صفین تیری بر ران مقدسش وارد شد هر چه کردند در موقع عادی خارج نمایند نتوانستند، از شدت درد و ناراحتی آن جناب.
خدمت امام حسن - علیه السّلام - جریان را عرض کردند. فرمود: صبر کنید تا پدرم به نماز بایستد زیرا در آن حال چنان از خود بیخود می شود که به هیچ چیز متوجه نمی گردد. به دستور حضرت مجتبی در آن حال تیر را خارج کردند.
بعد از نماز علی - علیه السّلام - متوجه شد خون از پای مقدسش جاری است. پرسید چه شد؟ عرض کردند تیر را در حال نماز از پای شما بیرون کشیدیم.





***********************************

اس ام اس روز مرد و روز پدر

پدر جان ، با یک دنیا شور و اشتیاق وضوی عشق می گیرم

و پیشانی بر خاک می گذارم و خداوند را شکر می کنم

که فرزند انسان بزرگ و وارسته ای چون شما هستم

پدر جان عاشقانه دوستت دارم و دستانت را میبوسم  . . .


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تبریک نوشت :


از قــــــدرت لایـــزالـــــی یــــــزدانــــــی

گـردیــده قــلــوب شـیــعــیـان نورانی

از فــاطــمــه بـنــت اســـد شـــد ظــاهــر

در کـعــبــه وجـــود عـــلـی عـمرانی . . .






داغ کن - کلوب دات کام
تبریک() 

شهادت امام علی النقی الهادی(ع)

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:سه شنبه 24 اردیبهشت 1392-06:06 ب.ظ

شهادت امام هادی علیه السلام

امام علی النقی (هادی) ـ علیه السّلام ـ امام دهم شیعیان جهان است که در نیمه ذی حجه سال ۲۱۲ هـ. ق در شهر صریا (حومه مدینه) به دنیا آمد. پدرش امام جواد ـ علیه السّلام ـ و مادر گرامیش سمانه نام دارد.

حضرت امام هادی ـ علیه السّلام ـ در ۸ سالگی پس از شهادت پدر بزرگوارشان عهده دار مقام امامت گردید و پس از ۳۳ سال امامت در سن ۴۱ سالگی در سامرا در زمان خلافت معتز به شهادت رسیدند.

امامت امام هادی ـ علیه السّلام ـ مقارن با خلافت ۶ خلیفه عباسی بود. مقارن بود با ۷ سال باقیمانده از خلافت معتصم برادر مأمون، با واثق پسر معتصم به مدت ۵ سال، متوکل برادر واثق ۱۶ سال، منتصر پسر متوکل به مدت ۶ ماه، مستعین پسر عموی منتصر ۴ سال و معتز پسر دیگر متوکل که سه سال خلافت کرد. امام هادی پس از گذشت یک سال از خلافت معتز در سامرا مسموم شده و به شهادت رسید و جسم پاک حضرت در سامرا در خانه مسکونی حضرت مدفون گردید.

نکته مهم در شهادت امام هادی ـ علیه السّلام ـ این است که حضرت در سامراء به شدت تحت نظر بود و به خاطر کنترل بسیار شدید و خفقان حاکم و منع دوستان و شیعیان از دیدار با حضرت و عقوبت سخت متخلفین» حتی نزدیکترین یاران امام نیز از حال و وضع امام بی خبر یا بسیار کم اطلاع بودند. و به همین دلیل است که منابع اشاره دقیقی به نحوه شهادت امام ندارد. منابع فقط شهادت حضرت در زمان معتز را ذکر کرده اند بدون ذکر زمان دستور خلیفه به مسموم کردن و اینکه چه کسانی مأمور این جنایت شدند و چه زمانی این عمل پلید از آنان سر زد و حتی در روز شهادت حضرت هم اتفاق نظر نیست.

امام هادی ـ علیه السّلام ـ در طول دوران امامت خود از سرکشان و حاکمان فاسد بنی عباس رنجها و محنت های زیادی کشید «و در این میان متوکل در ظلم و ستم به حضرت و سنگدلی گوی سبقت را از دیگران ربود».

«متوکل وجود امام هادی ـ علیه السّلام ـ را خطر بزرگی برای حکومت خویش احساس می کرد، لذا تصمیم گرفت تا با دو روش هم زمان در یک اقدام از بحرانی تر شدن اوضاع جلوگیری کند. یکی حمله به یاران امام و نابود کردن آثار شیعیان تا حدی که قبر مطهر امام حسین ـ علیه السّلام ـ را نیز تخریب کرد و دوم دور کردن امام از مدینه که پایگاه سازمان تشیع بود.

«عبدالله بن محمد فرماندار مدینه از دشمنان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ بود و از امام نزد متوکل سعایت می کرد و پیوسته قصد آزار آن جناب را داشت. امام هادی ـ علیه السّلام ـ در نامه ای به متوکل سعایت و دروغگویی او را یاد آوری کرد ولی متوکل که زمینه را برای تبعید امام از مدینه و تحت نظر گرفتن مناسب می دید در نامه ای ظاهرا محترمانه از حضرت خواست به سامرا بیاید»

نامه متوکل رسید و حضرت آماده رفتن به سامرا شد «وقتی آن حضرت به سامرا رسید متوکل ( با آن همه وعده و احترام که در نامه اش بود) یک روز خود را پنهان کرد و آن حضرت را در کاروانسرایی که به کاروانسرای گداها معروف بود فرود آورد».

سپس متوکل دستور داد: «حضرت را کاملا تحت نظر گیرند و خانه شان را محاصره کرده و مانع دیدار شیعیان با ایشان و استفاده دانش پژوهان از آن سرچشمه علم و معرفت گردند و حتی ایشان را در تنگنا و محاصره اقتصادی قرار داد و رساندن حقوق شرعیه و هدایا را از داخل و خارج بر حضرت ممنوع کرد و متخلفان را عقوبتی سخت نمود»

این وضعیت جز در حکومت شش ماهه منتصر تا زمان شهادت امام ادامه داشت و در زمان معتز شدت گرفت.
یکی دیگر از سختگیری های متوکل در آزار امام هادی ـ علیه السّلام ـ این بود که «گاه بگاه به مأموران خود دستور می داد تا ناگهانی به خانه امام ریخته و آنجا را بازرسی کنند به امید آنکه سلاح یا مدرکی دال بر فعالیت ایشان علیه حکومت بدست آورند. لکن در این حمله های شبانه جز کتاب های علمی و ادعیه چیزی یافت نشد»

گاهی متوکل فرمان می داد «حضرت را در هر حالتی که هست به دربار آورند. در یکی از این احضارها امام در حالی بر متوکل وارد شد که او مست و لا یعقل در کنار جامها و سبوهای شراب و در میان گروه های خنیاگر و رقاصه افتاده بود.امام بی توجه به موقعیت خطیر و خطرات احتمالی به شدت او را سرزنش و ملامت کرد و به نصیحت گویی و یاد آوری قیامت پرداخت و فسق و فجور و می خوارگی و بدکارگی او را محکوم ساخت.

متوکل بر آشفت و دستور داد ایشان را در زندان محبوس سازند» حضرت روانه زندان شد و «شخصی از حضرت شنید که می فرمودند انا اکرم علی الله من ناقه صالح» و سپس این آیه را خواندند «تمتعوا فی دارکم ثلاثة ایام ذلک وعد غیر مکذوب»
بیش از سه روز نگذشت که متوکل به دست فرزندش منتصر به هلاکت رسید»

منتصر گر چه بر امام سخت نگرفت ولی این آرامش نسبی امام و شیعیان پس از شش ماه تمام شد و دوباره آزار و حصر و شکنجه و قتل راهکار اساسی خلافت در مقابل شیعیان بود«امام هادی ـ علیه السّلام ـ با حاکمان ستمگر سازش نکرد و آنها از مبارزه منفی و عدم همکاری حضرت هراس داشتند و رنج می بردند تا اینکه تنها راه خویش را خاموش کردن نور خدا پنداشتند و بدین ترتیب امام هادی ـ علیه السّلام ـ نیز مانند امامان پیشین به مرگ طبیعی از دنیا نرفت بلکه در زمان معتز مسموم گردید».

منابع معتبر و مورخان شیعه شهادت حضرت را در « ماه رجب سال ۲۵۴ ه.ق» می دانند. مرحوم آیت الله مرعشی نجفی شهادت حضرت را در روز دوشنبه سوم رجب سال ۲۵۴ ه.ق می داند گر چه برخی منابع شهادت حضرت را در ماه جمادی الثانی یا ۲۷ رجب نیز ذکر کرده اند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+شهادت امام هادی رو به همه ی شما تسلیت میگویم.




داغ کن - کلوب دات کام
تسلیت() 

ولادت حضرت فاطمه(س)

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392-02:32 ب.ظ

روز مادر

۲۳ اردیبهشت ( بیستم جمادی الثانی ) ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و روز مادر بر تمامی مادران عزیز مبارک باد.

بیستم جمادی الثانی هر سال، روزی پر از خاطره و معنویت است؛ خاطراتی شیرین از مادران مهربان،فرزندان با محبت و همسران با وفا ؛ این روز به یُمن ِ زاد روز بانوی نمونه اسلام، فاطمه زهرا ( سلام الله علیها) ، روز مادر نام گرفته است ؛ بانویی كه گل سرسبد تمام بانوان عالم است؛ تنها زنی كه پدرش معصوم ، شوهرش معصوم و خودش نیز معصوم بوده و پیامبر گرامی اسلام (ص) به او لقب " اُم ابیها "  داده است،یعنی زنی كه برای پدرش همچون مادر بود.

زندگی و سیره ی حضرت زهرا( س) به قدری آموزنده و جذاب است كه هر زن آزاده ای در جهان او را چونان قدیسه ای تحسین می كند؛ زنی كه تولدش از دامن خدیجه كبری ، همسر پیامبر گرامی اسلام (ص) و در كانون نخستین خانواده اسلامی با نغمه های آسمانی و تسبیح قدسیان همراه شد و شب میلادش را عرشیان به بانگ تكبیر و تسبیح جشن گرفتند و خداوند لقب كوثر به او عطا كرد؛ زیرا وی سرچشمه ی تمام خوبی های جهان است.

و چه زیبا تولد این بانوی گرانقدر به ابتكار بنیانگذار جمهوری اسلامی– امام خمینی (ره) – روز زن و روز مادر نام گرفت؛"اگر روزی باید روز زن یا روز مادر باشد،چه روزی والاتر و افتخارآمیزتر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا سلام الله علیهاست؛زنی كه افتخار خاندان وحی است و چون خورشیدی بر تارك اسلام عزیز می درخشد."

روز مادر,تاریخ روز مادر,ولادت حضرت فاطمه زهرا

روز مادر و تاریخ روز مادر 

روز مادر در كشورهای مسیحی

یك خانم امریكایی به نام آناجارویس (Anna Jarvis ) پس از مرگ مادرش ، در هشتم ماه مه 1905 به این فكر افتاد كه از تمامی مادران در زمانی كه در قید حیات هستند ، قدردانی شود. به همین دلیل تمام تلاش خود را بر این گذاشت كه روزی از سال به مادران اختصاص داده شود. او در آغاز از كشیش منطقه شان خواست كه موعظه ای در زمینه نقش مادر در جامعه ایراد كند. سپس نامه هایی به مردان روحانی ، سیاسی و با نفوذ فرستاد . پس از آن با خرید یك آژانس تبلیغاتی ، پیغام خود را با مضمون " اختصاص دادن روزی برای ارج نهادن به مادران ، آنان را جاویدان می سازد " به گوش مردم رساند و سرانجام در سال 1907 روز یكشنبه ، دوم ماه مه – زمان مرگ مادر آنا جارویس – روز مادر نامیده شد.

پس از تلاش موفقیت آمیز جارویس،با به پایان رسیدن جنگ جهانی اول،روز مادر به كشورهای اروپایی نیز راه یافت. در سال 1917 روز مادر در سوئیس رایج شد و سپس به اتریش و جزایر اسكاندیناوی رسید. در آلمان برای اولین بار در سال 1922 روز مادر را جشن گرفتند. اما در زمان ناسیونالیست ها  روز مادر در این كشور دچار انحراف شد؛ زیرا آنان بر پایه این ایدئولوژی كه مادر ضامن دوام ِ نژاد آریایی است، روز مادر را جشن می گرفتند.

سمبل روز مادر برای مادری كه در قید حیات است یك شاخه میخك قرمز و برای مادری كه از دنیا رفته ، یك شاخه میخك سفید است.آنا جارویس با ارائه این طرح ، بردن گل برای مادران را در روز مادر رواج  داد.

آنا جارویس،بانی روز مادر در كل جهان مسیحیت – زنی كه خود هیچ گاه مادر نشد- در سال 1948 در خانه سالمندان فیلادلفیا بدرود حیات گفت. جالب است بدانید كه تمام هزینه های نگهداری و اقامت او در خانه سالمندان را تاجران گل – افرادی كه بیشترین سود را از روز مادر می بردند- متقبل شدند.

روز مادر در میان ملل دیگر

فرزندانی كه نمی توانند در روز مادر در كنار مادر خود باشند، اغلب با یك تلفن،ارسال كارت، فرستادن گل یا هدیه،عشق و محبت خود را در روز مادر ابراز می كنند؛ و افرادی كه در این روز لذت بودن در كنار مادر را تجربه می كنند، با كمك در انجام كارهای خانه ، تهیه غذایی ویژه و گذراندن روز خود با مادرشان از محبت های او  در روز مادر قدردانی می كنند.

كشورهایی چون تركیه ، دانمارك ، فنلاند ، ایتالیا ، استرالیا و بلژیك روز مادر را در دومین یكشنبه ماه مه جشن می گیرند.در نروژ دومین یكشنبه ماه فوریه و در سوئد و فرانسه نیز آخرین یكشنبه ماه مه ، روز مادر، جشن گرفته می شود. مردم فرانسه روز مادر را همچون جشن تولد برگزار می كنند. تمام خانواده دور هم جمع می شوند و با یك وعده غذای ویژه و كیك ، روز مادر را جشن می گیرند. بعضی از كشورها روز مادر را در فصل بهار برگزار می كنند.

در لبنان در اولین روز بهار و در ژاپن دومین یكشنبه ماه مه با برگزاری نمایشگاه نقاشی از مادران تجلیل می شود. كودكان شش تا چهارده سال با كشیدن نقاشی درباره مادرانشان از آنها در روز مادر قدردانی می كنند.هر چهار سال یك بار نیز نقاشی های برگزیده در نمایشگاهی به نام " مادر من" به نمایش گذاشته می شود.

تاریخچه روز مادر در یونان به گذشته خیلی دور بر می گردد. 25 سال قبل از ظهور عیسی مسیح (ع) ، الهه های یونانی وجود داشتند كه برای آنها نوعی جشن مادر برگزار می شد.

مردم هنگ كنگ ، پاكستان ، قطر ، عربستان سعودی و امارات متحده ی عربی روز مادر را در ماه مه جشن می گیرند. مردم این كشورها كه عموماً مسلمان اند،در روز مادر به دیدن مادران خود می روند و با در دست داشتن هدایایی چون گل، كیك، اشیای زینتی و قیمتی از ایشان قدردانی می كنند.

در آرژانتین و هندوستان مراسم روز مادر در ماه اكتبر برگزار می شود. مردم آرژانتین در دومین یكشنبه این ماه از مادران قدردانی می كنند؛ اما هندوها ده روز را برای روز مادر جشن می گیرند. این فستیوال بر اساس نام دورگا پوجا (Durga Puja) –زن و مادر قدیسه هندو – " دورگا "  نامگذاری شده است. بنا بر افسانه ای ، این مادر الهی ده دست دارد و در هر دست اسلحه ای برای از بین بردن اهریمن ( شیطان ).

روز مادر,تاریخ روز مادر,ولادت حضرت فاطمه زهرا

روز مادر و تاریخ روز مادر

در پرتقال و اسپانیا روز مادر ارتباط نزدیكی با كلیسا دارد. در هشتم دسامبر، این مردم نه تنها از مادران قدردانی می كنند ، بلكه مراسم شكر گذاری برای مریم مقدس،مادر حضرت عیسی (ع) را نیز به جا می آورند.

عده ای از مردم یوگسلاوی سابق هم در ماه  دسامبر یك روز را  به نام " ماتریس " جشن می گرفتند. دو هفته بعد از كریسمس دختران و پسران جوان در سكوت و آرامش كامل دست و پای مادر خود را در حالی كه خواب بود، می بستند و مادر زمانی كه بیدار می شد با دادن هدایای كوچكی كه در زیر بالش خود مخفی كرده بود خود را آزاد می كرد.

اگر چه هر كشوری با فرهنگ خاص خود برای انتخاب روز مادر سمبل و دلیلی دارد. اما آنچه اهمیت دارد قدردانی و تشكر از مقام مادر است؛ و این مراسم بهانه ای است تا توجه بیشتری به مادران داشته باشیم و به آنها ثابت كنیم كه چقدر دوستشان داریم..../ 

وقتی محبتت را با همه وجودت به من تقدیم کردی و مرا شرمنده الطاف کریمانه ات کردی و
دل قشنگت را مالامال از عشق به من کردی بار دلدادگی را سخت بر دلم نهادی و امانت
عشق را در وجودم نهادی و عهد کردم که تکیه گاهت در همه لحظاتت باشم.

«مادر عزیزم روزت مبارک»




داغ کن - کلوب دات کام
بیا مهدی() 

عاشورا و مهدویت(7)

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:جمعه 6 اردیبهشت 1392-01:29 ب.ظ


جلوه ی دیگر از ارتباط دو فرزند زهرا(س)، روز عاشورا است، كه دل عزاداران باید به عشق ولی‏عصر بتپد و ذكر قیام اباعبدالله، با یاد امام زمان (عج)، توأم باشد.
 صالح بن عقبه از پدرش نقل می‏كند: امام محمد باقر(ع) فرمود: ((هر كس حسین بن علی(ع) را در روز دهم محرم زیارت كند تا آن كه نزد قبر آن حضرت گریان شود، خداوند - تبارك و تعالی - ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد به او عطا كند كه ثواب آن‏ها، مثل ثواب كسی است كه درخدمت رسول خدا(ص) و ائمه طاهرین(ع) حج و عمره و جهاد كرده باشد. 
 راوی می‏گوید: عرض كردم: فدایت شوم، كسی كه در شهرهای دور باشد و ممكن نباشد كه در مثل این روز به سوی قبر آن حضرت رود، آیا برای او ثوابی است؟
 امام (ع) فرمود: هرگاه چنین باشد به سوی صحرا یا بربلندی بام خانه خود رود و به سوی حضرت اشاره كند و سلام دهد و در نفرین بر قاتلان وی جدیت نماید و بعد از آن دو ركعت نماز بخواند. این كار را در اوایل روز انجام دهد و خود بر امام حسین (ع) بگرید و كسانی را كه در خانه‏اش هستند، نیز به گریه بر آن حضرت وا دارد. و یكدیگر را به این كه در شهادت امام حسین(ع) مصیبت زده شده‏اند، تعزیت گویند. و هرگاه چنین كنند، همه آن ثواب ها را برای آنان ضامنم.
 گفتم: یكدیگر را چگونه تعزیت بگویند ؟
 حضرت فرمودند بگویند: ((اعظم الله اجورنا ج‏صابنا باگ‏سغ(ع) و جعلنا و ایاكم من الطالبغ بثاره مع ولیه الامام اثهدی من آل تمد علشم السلام؛ خداوند اجر ما و شما را در مصیبت حسین(ع) بزرگ گرداند و ما و شما را از كسانی قرار دهد كه به همراه ولیّ امام حسین، امام مهدی‏[عج ]از آل محمد(ع) طلب خون آن حضرت كرده و به خون‏خواهی او برخیزیم)).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
+دل نوشته:
تو مثل قاصدک نه مثل گل،نه مثل رویایی

تو موجی،ساحلی،پس ای ابی نوش دریایی

تو جاری مثل جشن جوشش فصل گل سرخی

برایم مثل شمعی،شمع نه پروانه سیمایی

بیا بردار با انگشت های مهربان خود

ز دوش خسته ام ای خوب من،اندوه تنهایی

همان پرسش،همان پاسخ سوال بی جواب من

همان دلشوره شیرین من یعنی تو می ایی؟

تمام غصه هایم را برایت شرح خواهم داد

اگر روزی کنار چشمه های من بیاسایی




داغ کن - کلوب دات کام
بیا مهدی() 

ایام فاطمیه

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:پنجشنبه 15 فروردین 1392-11:13 ق.ظ


چهل حدیث گهربار از حضرت فاطمه زهراء (س)
فرا رسیدن ایام فاطمیه را خدمت شما دوستان عزیز تسلیت وتعزیت عرض می کنم.


 ازجابر بن عبدالله انصاری روایت شده:نماز را درمحضر پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) خواندیم پس از پایان نماز،پیرمردی از اعراب مهاجر که لباسی کهنه بر تن داشت واز شدت ضعف نمی توانست روی پای خود بایستد وارد شد،پیرمرد عرض کرد:ای پیامبر خدا؛(صلی الله علیه وآله)گرسنه ام سیرم کنید برهنه ام لباسم دهید ،فقیر وتهی دستم مرحمتی نمایید،حضرت فرمودند:خودم چیزی ندارم لذا به وسیله بلال اورا خانه فاطمه (سلام الله علیها)راهنمایی کردنداعرابی وقتی به آنجا رسیدپس ازسلام عرض کرد : از اعراب بادیه نشینم ازسرزمینی دور آمده ام نزد پدرتان رفتم ایشان مرا به درخانه شماراهنمایی کردند.به من رسیدگی فرمایید خداوند شمارا مورد رحمت قرار دهد. این مساله در زمانی اتفاق افتاد که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله)وامیرمومنان و(علیه السلام)فاطمه (سلام الله علیها))سه روز بود که چیزی نخورده بودند. حضرت فاطمه(سلام الله علیها) پوست گوسفندی راکه کاملا دباغی شده بودوحسن وحسین (علیهما السلام)روی آن می خوابیدند،برداشتند وفرمودند:ای میهمان این پوست را بگیر ببر بفروش خداوند متعال بهتر از این را نصیب تو گرداند،مرد عرب عرض کرد:ای دختر رسول خدا این پوست مشکل مرا حل نمی کند بااین پوست چه کنم؟ راوی می نویسد وقتی حضرت فاطمه این سخن را شنیدند،دست بردند به گردن بندی که دختر عمویش(دختر همزه )داده بودند را باز کردندوبه آن مرد هدیه نمودند. مرد بادیه نشین گردن بند را گرفته ونزد پیامبر خدا که هنوزدر میان اصحابش نشسته بودند آمد وجریان را باز گو کرد عمار بلند شد وعرض کرد:ای رسول خدا اگر اجازه فرمایید،من این گردن بند را بخرم ؟حضرت فرمودند:خریداری کن که اگر جن وانس در خرید آن با یک دیگر در خرید آن مشارکت کنندخداوند آنان رابه آتش جهنم نخواهند سوزاند.عمار گفت:ای اعرابی آن را به چند می فروشی؟جواب داد به یک وعده غذایی از نان وگوشت که سیرم کند،یک لباس یمنی که بپوشم ومرکب خوب که مرا به مقصدم برساند.عمار قبول کرد ومعامله انجام شدوباهم به منزل عمار رفتند.اعرابی وقتی ازمنزل عمار برگشت نزد رسول خدا حضرت از او سوال کردند؟آیا سیرشدی؟لباس پوشیدی؟جواب داد آری پدر ومادرم فدایت شوند،سپس دستانش را به درگاه خداوند باز کرد ودرباره حضرت فاطمه چنین دعا کرد((اللهم اعط فاطمه مالا عین رات ولا اذن سمعت))خداوندا به فاطمه چیزی را بده که نه چشمی دیده باشد ونه گوشی شنیده باشد. پیامبر خدا آمین گفتند،وروبه اصحاب ویارانش کردند وفرمودند:خداونداین چیز را به فاطمه عطا فرموده است که من پدر اویم که هیچ یک از جهانیان مثل من نیست،علی همسر اوست که اگر او نبود هم شانی برای فاطمه وجود نداشت،حسن وحسین را برای او بخشیده که مانند آن دوسرور،نوادگان پیامبروسالار جوانان اهل بهشت وجود ندارد.حضرت در ادامه فضائل حضرت زهرا (سلام الله علیها) را شمردند. عمارپس از شنیدن این فضائل به منزلش برگشت و گردن بند را برداشت ومعطر نمود و در پارچه یمنی پیچید و به (سهم) که غلامش بود داد وگفت: ببر بده به پیامبر خدا وخودت راهم بخشیدم به ایشان سهم پارچه را آورد نزد حضرت، پیامبر خدا فرمودند: ببر بده به دخترم فاطمه وخودت را نیز به او بخشیدم،غلام گردن بند را آورد نزد حضرت فاطمه(سلام الله علیها) وجریان را گفت.حضرت فاطمه(سلام الله علیها) گردن بند را گرفتند وبه غلام نیز فرمودند: تو آزادی،غلام خندید حضرت علت خنده را پرسیدند.گفت: من از برکت ایثار این گردن بند خنده ام گرفت گرسنه ای را سیر کردبرهنه ای را لباس پوشاند تهی دستی را بی نیاز کرد وبنده ای را آزاد کردوسر انجام نیز نزد صاحب خود برگشت.


1:به نقل از بحار الانوارجلد43 ص58 باکمی تغییر درمعنی

فرا رسیدن ایام فاطمیه را به همه ی شما تسلیت میگم خیلی ببخشید ک دیر اپ کردم ی خورده سرم شلوغه وقت ندارم بیام نت.


+قالت فاطمة الزهراء سلام الله علیها: من أصعد إلی الله خالص عبادته، أهبط الله عزوجل إلیه أفضل مصلحته.

فرمود: کسی که عبادت خالص خود را به خداوند متعال تقدیم می‌کند (و فقط برای رضای او عمل می‌کند﴾ خداوند نیز بهترین مصلحت خود را بر او نازل می‌كند.




داغ کن - کلوب دات کام
بیا مهدی() 

عاشورا و مهدویت (6)

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:دوشنبه 21 اسفند 1391-07:11 ب.ظ

جلوه‏ای دیگر از ارتباط دو فرزند زهرا(س)، روز عاشورا است، كه دل عزاداران باید به عشق ولی‏عصر بتپد و ذكر قیام اباعبدالله، با یاد امام زمان (عج)، توأم باشد.
 صالح بن عقبه از پدرش نقل می‏كند: امام محمد باقر(ع) فرمود: ((هر كس حسین بن علی(ع) را در روز دهم محرم زیارت كند تا آن كه نزد قبر آن حضرت گریان شود، خداوند - تبارك و تعالی - ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد به او عطا كند كه ثواب آن‏ها، مثل ثواب كسی است كه درخدمت رسول خدا(ص) و ائمه طاهرین(ع) حج و عمره و جهاد كرده باشد.
 راوی می‏گوید: عرض كردم: فدایت شوم، كسی كه در شهرهای دور باشد و ممكن نباشد كه در مثل این روز به سوی قبر آن حضرت رود، آیا برای او ثوابی است؟
 امام (ع) فرمود: هرگاه چنین باشد به سوی صحرا یا بربلندی بام خانه خود رود و به سوی حضرت اشاره كند و سلام دهد و در نفرین بر قاتلان وی جدیت نماید و بعد از آن دو ركعت نماز بخواند. این كار را در اوایل روز انجام دهد و خود بر امام حسین (ع) بگرید و كسانی را كه در خانه‏اش هستند، نیز به گریه بر آن حضرت وا دارد. و یكدیگر را به این كه در شهادت امام حسین(ع) مصیبت زده شده‏اند، تعزیت گویند. و هرگاه چنین كنند، همه آن ثواب ها را برای آنان ضامنم.
 گفتم: یكدیگر را چگونه تعزیت بگویند ؟
 حضرت فرمودند بگویند: ((اعظم الله اجورنا ج‏صابنا باگ‏سغ(ع) و جعلنا و ایاكم من الطالبغ بثاره مع ولیه الامام اثهدی من آل تمد علشم السلام؛ خداوند اجر ما و شما را در مصیبت حسین(ع) بزرگ گرداند و ما و شما را از كسانی قرار دهد كه به همراه ولیّ امام حسین، امام مهدی‏[عج ]از آل محمد(ع) طلب خون آن حضرت كرده و به خون‏خواهی او برخیزیم))




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وفات حضرت معصومه(س)

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:پنجشنبه 3 اسفند 1391-01:55 ب.ظ

تاریخ تولدش به طور دقیق مشخص نیست، ولی کتاب «مستدرک سفینه» تاریخ تولد او را طبق اسناد به دست آمده، در روز ۱ ذیقعده سال ۱۷۳ در شهر مدینه نوشته‌است.

پس از آن که مامون خلیفه وقت، برادر فاطمه معصومه، علی بن موسی الرضا، را در سال ۲۰۰، از مدینه به مرو خواند، فاطمه معصومه همچون تعدادی از علویان، درسال ۲۰۱ هجری به ایران روی آورد. وقتی که به ساوه رسید، بیمار شد. در ساوه از همراهان خود پرسید که تا قُم چقدر فاصله‌است؟ گفتند که نزدیک است.گفت:مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که می‌فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ما است.پسران سعد اشعری که از شیعیان برجسته بودند و نیز دیگر بزرگان شهر قم که از موضوع حرکت فاطمه معصومه به قم باخبر شده بودند، از وی استقبال باشکوهی به عمل آوردند. فاطمه معصومه به خانه موسی بن خزرج بن سعد اشعری وارد شد.

فاطمه معصومه تنها هفده روز در قم زنده ماند و پس از آن در سن ۲۸ سالگی، در حالی که هنوز ازدواج نکرده بود در ۱۰ ربیع‌الثانی سال ۲۰۱ قمری، درگذشت. پیکر او را در جایی که آن زمان به باغ بابلان مشهور بود به خاک سپردند که هم اکنون زیارتگاهی باشکوه مشهور به حرم حضرت معصومه است. پس از به پایان رسیدن مراسم دفن، موسی بن الخزرج سایبانی از حصیر و بوریا بر قبر او ساخت و این سایبان بر قرار بود تا زمانی که زینب دختر محمد بن علی جواد (امام نهم شیعه)، بر آن گنبدی بنا کرد.

زیارت آرامگاه فاطمه معصومه به شیعیان سفارش شده‌است. برای نمونه علی بن موسی الرضا در این خصوص گفته‌است:

کسی که مرقد مطهر حضرت معصومه را با دانایی و معرفت به حق او، زیارت کند، سزاوار بهشت می‌شود.

 
*وفات حضرت معصومه رو به همه ی مسلمین جهان تسلیت میگویم..........



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عاشورا و مهدویت(5)

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:دوشنبه 16 بهمن 1391-07:06 ب.ظ


به ترتیبِ ماه های قمری و برخی اتفاقات تاریخ که نگاه میکردم ، نکته جالبی به ذهنم رسید.پیامبری در ذیحجه دست ولیّ خدا را گرفته و او را بالا می برد و از ولایت دم میزند برای مردم.در ماه بعد ، محرم ، مردم میخواهند ولایت را سر بِبُرند در کربلا و دستی را که پیامبر در ماه پیش بالا برده بود ، پایین بیاورند.حال اگرچه ولیّ خدا را سر بریدند اما دست ولایت بالا ماند.در ماه بعد ، ماه صَفَر ، پیامبر این قوم رحلت میکند و میرود از بین این قوم.گویی ناراحت است از قوم خویش...

اگر گذر سال ها و تقویم تاریخ را نادیده بگیریم ، تمثیل جالبی میشود ، که پس از غدیر خمی که پیامبر برای ولایت گرفت ، مردمی غدیر خون گرفتند برای ولایت و اینجا بود که گویی حرف پیامبر خویش را شهید کردند و پیامبر رحلت کرد ، حرفش رحلت کرد.البته نه برای همه، برای آن دسته ی خاص.برای آنانی که پس از رحلت پیامبر شورا تشکیل می دهند و کربلا را پایه ریزی می کنند...

گفتم که ولایت را نتوانستند به زیر بکشند.دستش بالاست هنوز.گویی دستی همچنان بالاست تا جواب بدهد به دست های تاریخ...جوابی برای دست های ظالم و صورت های مظلوم ، جوابی برای دست های ظالم و دست های بریده...

 اصلاً مگر می شود این نامردی و نامردمی بدون جواب بماند؟! پس عدالتش چه می شود؟! خدا را می گویم...

عادل است خدا و برای تحقق غدیرش برنامه دارد.خودش به پیامبرش گفت که بگوید در غدیر از برنامه اش :

«أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِی.أَلا إِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَی الدِّینِ.أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ.أَلا إِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها.أَلا إِنَّهُ غالِبُ كُلِّ قَبیلَةٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْكِ وَهادیها.أَلاإِنَّهُ الْمُدْرِكُ بِكُلِّ ثارٍ لاَِوْلِیاءِالله.أَلا إِنَّهُ النّاصِرُ لِدینِ الله.» 1

(آگاه باشید! همانا آخرین امام، قائم مهدی از ماست. هان! او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود.هشدار! كه اوست انتقام گیرنده از ستمكاران.هشدار! كه اوست فاتح دژها و منهدم كننده ی آنها.هشدار! كه اوست چیره بر تمامی قبایل مشركان و راهنمای آنان.هشدار! كه او خونخواه تمام اولیای خداست. آگاه باشید! اوست یاور دین خدا.)

"آگاه باشید!" ، "هشدار!" ، "اوست انتقام گیرنده" ، "اوست خونخواه اولیای خدا"...

چه میگویی پیامبر خدا؟! از چه میگویی؟!خونخواه؟! خون؟!

گویی در آن لحظه و در غدیر خم ، جلوی چشمانش بوده صحنه های غدیر خون ...پیامبر را می گویم...

غدیر خم را جشن گرفت و غدیر خون را می دید و دم از امام آخرین و تحقق غدیر میزد."اوست یاور دین خدا"...

از آن پس اصلی مهم آغاز شد در میان امّت.«انتـــــــظار».انتظارِ تحقق غدیر.انتظار جلوه ی حق و غلبه ی آن بر باطل. و عاشورا مطلعی سرخ بود بر این انتظار سبز.عاشورا فرهنگی است به جا مانده از غدیر خون که پشوانه ی فرهنگی انتظار است...انتظارِ «ظهور»...

اصلاً این دو اصل در هم تنیده اند. «عاشورا» و «انتظار».آمیخته اند با هم و لازم و ملزوم یکدیگرند.

«عاشورای حسیـــــــــن» و «انتظار ظهور مهـــــــــــدی» رمز پویایی و ماندگاری این تفکر و این قوم است.«شیعه» را میگویم...

به هر جای این دین می نگرم ، این پیوند را جلوه گر می بینم.پیوند بین این دو اصل ، بین این دو «امام».هر جا مینگرم ، «مهدی» را خونخواهِ «حسین» و «حسین» را آغاز راه «مهدی» می یابم.

مثلاً در قرآنش آمده «... وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً...‌»2 خود پیامبر این قرآن گفت که کسی که کشته میشود " مَظْلُوماً " ، «حسین» است و کسی که ولیّ دم اوست و "سُلْطاناً" ، «مهدی» است.

مثلاً برای مهدی که ندبه میکنیم ، میخوانیم « أَیْنَ الْحَسَنُ أَیْنَ الْحُسَیْنُ؟ أَیْنَ أَبْناءُ الْحُسَیْنِ؟»3 و سراغ از «حسین» میگیریم و در فراز بعدی میخوانیم «أَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلاءَ؟»4 و سراغ از خونخواه حسین ، «مهدی» میگیریم...

«حسین» مهدی است و «مهدی» حسین...قیام حسین «مهدوی» است و قیام مهدی «حسینی». حسین برای اصلاح و جلوه ی حق و هدایت قیام کرد و مهدی بود. و مهدی هم حسینی قیام خواهد کرد.روز عاشورا قیام را آغاز خواهد کرد.در اولین جملاتی که خواهد گفت حرف از خونخواهی حسین است " ...اَنَا صَمصامُ المُنتَقَم..." . شعار قیامش "یا لثارات الحسین" است. حسین است...مهدی را می گویم...

او خواهد آمد و جبران خواهد کرد غم غدیر خون را.غمی که سوزانده جگر خودش را:

"اگر روزگاران مرا به تأخیر انداخت و تقدیر الهی مرا از یاری تو بازداشت و نتوانستم با دشمنان تو بجنگم اکنون هر صبح و شب بر تو ندبه و زاری می کنم و برایت بجای اشک خون می گریم" 5

 

او خواهد آمد و به سرانجام خواهد رسید این انتظار آغاز شده از  عاشورا...

او خواهد آمد...

و اما اینک.امروز که در پشت سرمان حماسه سرخ عاشورا و در پیش رویمان حماسه سبز ظهور را تصویر می کنیم ، مأموریم به «انتــــــظار»... انتظاری برخواسته از سرخی دیروز و نظاره گر به سبزی فردا...

ما منتظریم.عاشورایی منتظریم...

عاشورایی منتظر ورق خوردن صفحه دوازدهم این دفتریم...

ما منتظریم...

«فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَكَ وَ اَکْرَمَنى بِكَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ» 6

 

 


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2