ما در راهیم به تو خواهیم رسید یا مهدی(عج)...

عاشورا و مهدویت(5)

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:دوشنبه 16 بهمن 1391-07:06 ب.ظ


به ترتیبِ ماه های قمری و برخی اتفاقات تاریخ که نگاه میکردم ، نکته جالبی به ذهنم رسید.پیامبری در ذیحجه دست ولیّ خدا را گرفته و او را بالا می برد و از ولایت دم میزند برای مردم.در ماه بعد ، محرم ، مردم میخواهند ولایت را سر بِبُرند در کربلا و دستی را که پیامبر در ماه پیش بالا برده بود ، پایین بیاورند.حال اگرچه ولیّ خدا را سر بریدند اما دست ولایت بالا ماند.در ماه بعد ، ماه صَفَر ، پیامبر این قوم رحلت میکند و میرود از بین این قوم.گویی ناراحت است از قوم خویش...

اگر گذر سال ها و تقویم تاریخ را نادیده بگیریم ، تمثیل جالبی میشود ، که پس از غدیر خمی که پیامبر برای ولایت گرفت ، مردمی غدیر خون گرفتند برای ولایت و اینجا بود که گویی حرف پیامبر خویش را شهید کردند و پیامبر رحلت کرد ، حرفش رحلت کرد.البته نه برای همه، برای آن دسته ی خاص.برای آنانی که پس از رحلت پیامبر شورا تشکیل می دهند و کربلا را پایه ریزی می کنند...

گفتم که ولایت را نتوانستند به زیر بکشند.دستش بالاست هنوز.گویی دستی همچنان بالاست تا جواب بدهد به دست های تاریخ...جوابی برای دست های ظالم و صورت های مظلوم ، جوابی برای دست های ظالم و دست های بریده...

 اصلاً مگر می شود این نامردی و نامردمی بدون جواب بماند؟! پس عدالتش چه می شود؟! خدا را می گویم...

عادل است خدا و برای تحقق غدیرش برنامه دارد.خودش به پیامبرش گفت که بگوید در غدیر از برنامه اش :

«أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِی.أَلا إِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَی الدِّینِ.أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ.أَلا إِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها.أَلا إِنَّهُ غالِبُ كُلِّ قَبیلَةٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْكِ وَهادیها.أَلاإِنَّهُ الْمُدْرِكُ بِكُلِّ ثارٍ لاَِوْلِیاءِالله.أَلا إِنَّهُ النّاصِرُ لِدینِ الله.» 1

(آگاه باشید! همانا آخرین امام، قائم مهدی از ماست. هان! او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود.هشدار! كه اوست انتقام گیرنده از ستمكاران.هشدار! كه اوست فاتح دژها و منهدم كننده ی آنها.هشدار! كه اوست چیره بر تمامی قبایل مشركان و راهنمای آنان.هشدار! كه او خونخواه تمام اولیای خداست. آگاه باشید! اوست یاور دین خدا.)

"آگاه باشید!" ، "هشدار!" ، "اوست انتقام گیرنده" ، "اوست خونخواه اولیای خدا"...

چه میگویی پیامبر خدا؟! از چه میگویی؟!خونخواه؟! خون؟!

گویی در آن لحظه و در غدیر خم ، جلوی چشمانش بوده صحنه های غدیر خون ...پیامبر را می گویم...

غدیر خم را جشن گرفت و غدیر خون را می دید و دم از امام آخرین و تحقق غدیر میزد."اوست یاور دین خدا"...

از آن پس اصلی مهم آغاز شد در میان امّت.«انتـــــــظار».انتظارِ تحقق غدیر.انتظار جلوه ی حق و غلبه ی آن بر باطل. و عاشورا مطلعی سرخ بود بر این انتظار سبز.عاشورا فرهنگی است به جا مانده از غدیر خون که پشوانه ی فرهنگی انتظار است...انتظارِ «ظهور»...

اصلاً این دو اصل در هم تنیده اند. «عاشورا» و «انتظار».آمیخته اند با هم و لازم و ملزوم یکدیگرند.

«عاشورای حسیـــــــــن» و «انتظار ظهور مهـــــــــــدی» رمز پویایی و ماندگاری این تفکر و این قوم است.«شیعه» را میگویم...

به هر جای این دین می نگرم ، این پیوند را جلوه گر می بینم.پیوند بین این دو اصل ، بین این دو «امام».هر جا مینگرم ، «مهدی» را خونخواهِ «حسین» و «حسین» را آغاز راه «مهدی» می یابم.

مثلاً در قرآنش آمده «... وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً...‌»2 خود پیامبر این قرآن گفت که کسی که کشته میشود " مَظْلُوماً " ، «حسین» است و کسی که ولیّ دم اوست و "سُلْطاناً" ، «مهدی» است.

مثلاً برای مهدی که ندبه میکنیم ، میخوانیم « أَیْنَ الْحَسَنُ أَیْنَ الْحُسَیْنُ؟ أَیْنَ أَبْناءُ الْحُسَیْنِ؟»3 و سراغ از «حسین» میگیریم و در فراز بعدی میخوانیم «أَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلاءَ؟»4 و سراغ از خونخواه حسین ، «مهدی» میگیریم...

«حسین» مهدی است و «مهدی» حسین...قیام حسین «مهدوی» است و قیام مهدی «حسینی». حسین برای اصلاح و جلوه ی حق و هدایت قیام کرد و مهدی بود. و مهدی هم حسینی قیام خواهد کرد.روز عاشورا قیام را آغاز خواهد کرد.در اولین جملاتی که خواهد گفت حرف از خونخواهی حسین است " ...اَنَا صَمصامُ المُنتَقَم..." . شعار قیامش "یا لثارات الحسین" است. حسین است...مهدی را می گویم...

او خواهد آمد و جبران خواهد کرد غم غدیر خون را.غمی که سوزانده جگر خودش را:

"اگر روزگاران مرا به تأخیر انداخت و تقدیر الهی مرا از یاری تو بازداشت و نتوانستم با دشمنان تو بجنگم اکنون هر صبح و شب بر تو ندبه و زاری می کنم و برایت بجای اشک خون می گریم" 5

 

او خواهد آمد و به سرانجام خواهد رسید این انتظار آغاز شده از  عاشورا...

او خواهد آمد...

و اما اینک.امروز که در پشت سرمان حماسه سرخ عاشورا و در پیش رویمان حماسه سبز ظهور را تصویر می کنیم ، مأموریم به «انتــــــظار»... انتظاری برخواسته از سرخی دیروز و نظاره گر به سبزی فردا...

ما منتظریم.عاشورایی منتظریم...

عاشورایی منتظر ورق خوردن صفحه دوازدهم این دفتریم...

ما منتظریم...

«فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَكَ وَ اَکْرَمَنى بِكَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ» 6

 

 


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عاشورا و مهدویت(4)

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:پنجشنبه 12 بهمن 1391-01:30 ب.ظ

انسان‌‌های آرمان‌خواه و اصولگرا، همیشه نسبت به انحراف از مسیر حق حساس هستند و كج‌روی‌ها را بر نمی‌تابند. در این میان، انحرافات حاكمان به دلیل تأثیرگذاری وسیع و غیر قابل انكار آن بر جامعه، بیشتر، گروه اصولگرا را به فعالیت‌های بازدارنده وا می‌دارد. حركت‌‌های آشكار و نهان امامان شیعه علیهما السلام نیز از همین دیدگاه، قابل تفسیر است.
یكی از اهداف امام حسین علیه السلام از قیام، ایجاد اصلاحات اساسی در پندارها، گفتارها و رفتارهای نادرست بود؛ چراكه دستگاه اموی، آموزه‌های دینی را تحریف كرده، برداشت‌های شخصی را جایگزین دینِ نبوی و علوی نموده و جامعه را دچار نفاق، دنیا زدگی و فساد كرده بود.  به همین خاطر امام فرمودند: «قیام من نه برای خوش‌گذرانی، فساد و ستم است‌؛ بلكه تنها برای اصلاح امت جدّم و نیز امر به معروف و نهی از منكر است؛ كه این، روش پیامبر و علی علیه السلام می باشد».[2]
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز پس از ظهور، دست به اصلاح كج‌‌اندیشی‌‌ها و كج‌روی‌‌ها خواهند زد و بدعت‌ها، خود‌خواهی‌‌ها، فساد‌ها، نفاق‌ها و ‌قرائت‌های خود‌خوانده از دین را مورد اصلاح قرار خواهند گرفت. چنانچه رسول گرامی اسلام صل الله علیه و آله و سلم ، فرمود: «هرگاه خداوند اراده فرماید كه اسلام را عزیز نماید، پشت هر جبار كینه توز را بشكند؛ زیرا
او بر هر كاری تواناست و امت را بعد از فسادش اصلاح می كند».
اصلاح مفاسد، ابتدا به صورت مسالت‌‌آمیز و با كار فرهنگی انجام می‌‌گیرد؛ اما در صورت عدم موفقیت، به مبارزة رو در رو نیاز دارد. با این بیان، مناسب است برخی از گونه‌های اقدامات اصلاحی را در دو نهضت امام حسین و امام مهدی علیهما السلام بر شماریم:
الف) گونه‌های اصلاح‌گری حسینی
1- اصلاح باطل‌گرایی
در جایی كه  ناراستی‌ و فسادهای گوناگون، نه تنها ناپسند نیست، كه به اندازه‌ای سریان یافته است كه حتی یادی از حق نمی‌شود، جای دارد كه حق‌گرایان و حق‌طلبان، تمام داشته‌های خود را برای احیای حق، فدا كنند. به همین جهت، امام حسین علیه السلام در بیان علت قیام خود، می‌فرمایند:«آیا نمی‌بینید كه به حق عمل نمی‌‌شود و از باطل نهی نمی‌گردد؟»[3]
2- اصلاح تبعیض‌ و بی‌عدالتی‌ها [4]
عدالت‌خواهی، بانگی است كه از سرشت تمامی انسان‌ها، بلند می‌شود و هیچ‌گاه به خاموشی نگراییده است. تا زمانی كه ندای مظلومان‌ در دادخواهی و عدالت‌طلبی بلند است ، جای سكوت برای هیچ انسان آزاده‌ای نیست.
3. اصلاح جامعه
از وظایف مهم رهبران جامعه، تربیت، هدایت و ارشاد مردم است. هنگامی كه موتورِ حركتِ جامعه، بر اثر انواع فسادها و بی‌عدالتی‌ها خاموش گشته، بپاخاستن برای اصلاح آن، یك تكلیف الهی است. بر همین
اساس، سید شهیدان علیه السلام فرمود: «...برای اصلاح در امت جدم قیام نموده‌ام».[5]
4. اصلاح و پاك‌سازیِ حكومت از حاكمان ستمگر
امام حسین علیه السلام حكومت زمان خود را ظالم می‌دانست و می‌فرمود: «... من مرگِ در راه خدا را جز سعادت، و زندگیِ همراه ستمگران را چیزی جز هلاكت و شقاوت نمی دانم»[6]. سرانجام گفتار و رفتار امام حسین علیه السلام باعث شد مردمی كه غرق در فساد بودند، بیدار و هوشیار شوند و نسبت به عملكرد بنی‌امیه در حوزة دین و فرهنگ، اعتراض نمایند و حاكمیت آن‌ها را بر اندازند.

ب. گونه‌های اصلاح‌گری مهدوی

1. اصلاح اخلاق مردم
یكی از مهمترین وظایف و اهداف اولیای الهی، رشد و تكامل انسان‌هاست؛ چنانچه پیامبر خدا صل الله علیه و آله و سلم  در این‌باره فرموده‌اند: «من برای رشد و به كمال رساندنِ مكارم اخلاق مبعوث شدم».
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز با وجود آن‌كه در غیبت به سر می‌برد، اما این وظیفه را ترك نكرده است. دعا یكی از ابزارهایی است كه ایشان، به وسیلة آن، مردم را به سوی رشد اخلاقی سوق می‌دهند. شایسته است این نكته را یادآوری كنیم كه برخی از ادعیه، بیشتر برای اصلاح اخلاقِ فردی و برخی دیگر برای اصلاح اخلاقِ اجتماعی است.
از جمله ادعیه‌ای كه از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در قالب توقیعات وارد شده است، می‌توان به این موارد اشاره نمود:
الف)دعای افتتاح: این دعا توسط محمد بن عثمان بن سعید عمری- نائب خاص امام زمان علیه السلام- گزارش شده است و خواندن آن در شب‌های ماه رمضان -كه ماه خودسازی است- بسیار سفارش شده است.
ب) دعای سمات: این دعا در قالب توقیع برای نایب خاص امام، عثمان بن سعید عمری نگاشته شده است و قرائت آن در عصرهای جمعه، مؤكد است.
ج) دعای «اللهم ارزقنا توفیق الطاعه...»: این دعا از ادعیة بسیار ارزشمند است و به خواندن و عمل به آن، اهمیت زیادی داده شده است.
د) زیارت ناحیه مقدسه: این زیارت، غم‌نامة امام زمان برای امام حسین  علیه السلام در روز عاشوراست.
2. اصلاح جامعه از فساد و مُفسد
یكی از وظایف امام، اصلاح جامعة فاسد است كه گاهی به وسیلة اصلاح درونیِ افرادِ جامعه صورت می‌گیرد- هم‌چنان‌ كه در مورد قبل، بیان شد- و گاه به صورت برخورد عملی و جرّاحی غدد فسادانگیز جامعه؛ و این، همان كاری است كه امام حسین علیه السلام انجام داد.
3. اصلاح برداشت‌ها و قرائت‌های نادرست از دین
تا زمان ظهور، به قدری دین، دچار بدعت‌ و تحریف و قرائت‌های خودخوانده از متون دینی خواهد شد كه با وجود ‌آن‌كه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اسلام ناب را ارائه خواهد كرد، مردم، آن را جدید می‌بینند!
4. اصلاح رابطة مردم با خود، دیگران و خدا
امام علی علیه السلام در حدیثی فرمودند: «سه چیز است كه سومی ندارد: اگر كسی تمام فكر و توجهش به آخرت باشد، خدا دنیای او را به عهده می‌گیرد و حل می‌كند؛ اگر كسی درون خودش را اصلاح كند، خدا ظاهرش را اصلاح می‌نماید؛ و اگر كسی رابطة خود با خدایش را اصلاح نماید، حضرت حق، رابطة او و مردم را اصلاح می نماید»[7].
امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف زمینة اصلاح هر سة این روابط را فراهم می‌كند و همت مردم را در اصلاح آخرت و اصلاح رابطة خود با دیگران قرار می‌دهد.
5. اصلاح و رفع امتیازات ویژه و رانت‌خواری
«امتیاز ویژه» عنوانی است كه احتمال سوء استفادة از آن، بسیار زیاد است و به همین خاطر، گاهی آن را معادل رانت‌خواری یا ویژه‌خواری می‌دانند. این موضوع، زمانی اتفاق می‌افتد كه افراد نزدیك حاكمیت، بدون داشتن استحقاق، امتیازاتی را برای خود قائل شوند.
یكی از برنامه‌های امام زمان(عج) در راستای بسط عدالت، رفع امتیازات ویژه است؛ چنانچه امام باقر  علیه السلام فرمودند: «وقتی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور نماید، ویژه‌‌خواری را از بین خواهند برد»[8].
7. اصلاح سیستم حكومتی از كارگزاران ناصالح
بیشترین نارضایتی‌ از دولت‌ها به خاطر برخورد و عملكرد نادرست كارگزاران فاسد است. حتی اگر حاكمیت، مشروعیت داشته باشد و حاكمان، صالح باشند، كارگزاران ناصالح سبب نارضایتی مردم خواهند شد؛ به همین جهت، یكی از برنامه‌‌های امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بركناری این‌گونه افراد است. امام علی علیه السلام نیز در این باره فرموده‌اند: «بدانید وقتی قائم بیاید ... حاكمان ستمگر (و ناصالح) را بر كنار می‌كند...»[9].



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عاشورا و مهدویت(3)

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:یکشنبه 8 بهمن 1391-07:22 ب.ظ

انتظار، سرفصل امید به آینده‌ای روشن و مایه عشق و شور و امید و تلاش برای آماده‌سازی خود و جامعه برای آمدن و ظهور امام منتظر است. انتظار، هرگز یك روحیه بازدارنده، فلج‌كننده و یأس‌آور نیست، بلكه موجب دوركردن عنصر بدبینی به آینده، از نهاد انسان در جامعه بشری است. انتظار، معیار ارزش انسان‌ها است. آرزوها و آمال انسان‌ها معیار خوبی برای سنجش میزان رشد و تعالی آن‌ها است. آرزوهای متعالی، حكایت از كمال روح و رشد شخصیت انسان‌ها می‌كند؛ برعكس آرزوهای حقیر و بی‌ارزش، نشان از بی‌اهمیتی و رشدنیافتگی افراد دارد. آرزوها، انسان را به حركت وا می‌دارد.

انتظار، اعتراض دائمی برضد بی‌عدالتی‌ها است؛ نجات از سكون و ركود است، ‌در صحنه‌بودن است. انتظار، نقش مهمی در سازندگی، پویایی و اصلاح فرد و جامعه در زمان غیبت دارد. اگر انسان منتظر، به وظایفی كه برای او شمرده شده است عمل كند، به الگوی مطلوب انسان دیندار دست می‌یابد.

انتظار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اقتدای به او، ‌بیعت با او و سرسپاری به فرمان او است؛ سنگربانی عقیده، مرزبانی اندیشه و مبارزه در راه پاسداری از حریم دین و ولایت است. انتظار فرج، كار است، حركت است، تلاشی هدفمند است و با بی‌هدفی، سكون و تن‌آسایی سازگاری ندارد. مگر می‌شود در انتظار سرسبزی روزگاران بود و در فصل برگ‌ریزان، از پا نشست؟

منتظر، تلاشگری نستوه است كه برابر هر انحرافی می‌ایستد و با الهام از شیوه و آیین امام و مقتدای مورد انتظار خویش، در راه اصلاح خود و جامعه‌اش به جهاد و مقاومت می‌پردازد. از آن زمان كه فرشتگان الهی به امر خدا، برابر حضرت آدم علیه السلام سر به سجده فرود آوردند، بحث از انتظار موعودی از سلاله آخرین پیامبر الهی به میان آمد. دیگر این، وظیفه تمام فرستادگان آسمانی شد كه منتظر باشند و دیگران را هم به انتظار دعوت كنند. آن زمان كه لوط، برابر فاسدان قوم خود قرار گرفت و گفت: «كاش برای مقابله با شما قدرتی داشتم یا به تكیه‌گاهی استوار پناه می‌جستم»(1) اندیشه انتظار قائم، در روح و جانش جاری بود. امام صادق علیه السلام فرمود: 

حضرت لوط  علیه السلام این سخن را نگفت، مگر برای تمنای دسترسی به قدرت قائم ما. و آن تكیه‌گاه استوار، چیزی نبود، جز استواری و توانایی یاران او ... (2).

انتظار، در زمان غیبت و عدم حضور ظاهری امام در جامعه، به نوعی، اعلام پذیرش ولایت و امامت آخرین وصی پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم است و همین انتظار موجب می‌شود ارتباط شیعیان با امامشان ـ اگرچه به صورت ارتباط قلبی و معنوی ـ حفظ شود.

 

 

اما به‌راستی منتظر واقعی كیست؟...

منتظر واقعی، كسی است كه به امامش معرفت داشته باشد؛ یعنی اعتقاد به ولایت و معرفت به شخصیت او. اعتقاد به ولایت، تعهد و پیمانی است كه جز با اطاعت كامل نمی‌شود. كسی منتظر واقعی است كه علاوه بر خودسازی به دیگرسازی نیز بپردازد، تا از این طریق، زمینه‌های ظهور آن حضرت را فراهم سازد.

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم پیش از این‌كه ستاره پرفروغ امامت امامان علیهم السلام طلوع كند، برترین جهاد امتش را انتظار فرج دانسته است؛ زیرا انتظار فرج، انتظار جهاد و انقلابی عظیم بر ضد تمام ظلم‌ها و جنایت‌ها و اجرای عدالت به تمام معنا در سراسر جهان است. حضرت علی  علیه السلام در حدیثی فرموده است:

كسی كه در انتظار اقامه نماز به سر برد، در طی زمان انتظارش، در حال نماز به شمار می‌رود.(3)

پس كسی كه در انتظار اقامه دین حق و برپایی دستورهای الهی در سراسر جهان است، چه پایگاه و منزلتی دارد؟ در زندگی ظاهری دنیا، هر امام، در عصر خود به حمایت و یاری پیروان و شیعیان خود نیاز دارد. امام، اگر علی علیه السلام هم باشد، اگر حمایتگری نیابد و شاهد خیانت دوستان باشد، مجبور به خانه نشینی است، تا چه رسد به امامی كه در غیبت به‌سر می‌برد و انقلاب بسیار عظیمی در پیش دارد كه فقط با حمایت پیروان و شیعیانش تحقق خواهد پذیرفت.

 

اگر منتظر بازگشت یوسف زهراییم، آیا آماده استقبالیم؟...

عاشق و دلباخته گل نرگس، منتظر نشانه و علامت نیست؛ بلكه منتظر خود حضرت است و می‌داند این آمادگی، جز با اطاعت از فرامین آن امام بزرگوار، به‌دست نمی‌آید.

حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  فرمود:

پس هر یك از شما باید به آنچه به وسیله آن به دوستی ما نزدیك می‌شود عمل كند و آنچه از جانب او، ما را به خشم و ناراحتی نزدیك نماید دوری كند؛ زیرا فرج ما آنی و ناگهانی فرا می‌رسد.

این حدیث، وظیفه ما را به خوبی مشخص می‌كند و ما را متوجه این امر می‌كند كه در هر حال باید آماده ظهور حضرت باشیم. امام صادق علیه السلام فرموده است:

برای ظهور و قیام حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف خود را مهیا سازید؛ گرچه این آمادگی در حد فراهم كردن یك تیر باشد.(4)

حضرت، برای برپایی عدالت، قیام مسلحانه می‌كند. در حقیقت، این حدیث می‌خواهد بگوید كسی كه طالب ظهور آن حضرت است، باید در جهت زمینه‌سازی نهایت جهاد و كوشش را بنماید.

 


 

امام هادی علیه السلام فرمود:

قائم آل محمد، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است كه واجب است در زمان غیبتش منتظر او باشند و زمان ظهورش، مطیع باشند.

بنابراین امام معصوم در این حدیث، انتظار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را واجب دانسته است.

با توجه به جایگاه بلندی كه انتظار در مكتب شیعه دارد و تأكیدها و سفارش‌های فراوان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام بر موضوع انتظار فرج، شیعیان باید به این موضوع اهتمام بیشتر و توجهی درخور داشته باشند. باید مراقب بود اعتیاد به غیبت امام، گریبانگیر ما نشود.

هم‌اكنون هزار و اندی سال از غیبت آن امام معصوم می‌گذرد و هنوز اذن ظهور از ناحیه ذات اقدس اله صادر نشده است.

 

چرا تأخیر؟...

یقیناً تأخیر از ما است؛ زیرا طبق فرمایش مولایمان، این ما هستیم كه یكدل نشده‌ایم و در راه او به‌طور شایسته، قدم بر نداشته‌ایم:

اگر شیعیان ما كه خداوند آنان را در بندگی‌اش یاری كند، در عهد و وفای به ولایت ما یكدل و یك‌صدا بودند، میمنت دیدار و ظهور ما این‌قدر به تأخیر نمی‌افتاد.(5)

عدم وفای به عهد پیروانش، موجب محرومیت جهان بشریت از این فیض بزرگ خدایی شد. آیا جز این است كه زندان غیبت، دستان یداللهی او را بسته است و از تزلزل و تحیر بشریت در غم و اندوه به سر می‌برد و با دلی غمگین، همگان را به دعا برای تعجیل در فرج خویش فرا می‌خواند.

همیشه دردهایمان را برای حضرت سوغات نبریم؛ بلكه به وظایفمان مقابل حضرت كه یكی از آن‌ها دعای بسیار برای تعجیل در ظهور او است اهمیت دهیم. به راستی آیا برای ما عذری در كوتاهی از این دعای مهم باقی می‌ماند؟ چرا كه بهترین و مؤثرترین عملی كه بتوان با آن پدر مهربان ارتباط برقرار كرد و بسیار در تعجیل ظهورش مؤثر می‌باشد، دعا است.

مولای ما! شب سیاه غیبت تو بس طولانی شده است. بسیاری در این سیاهی شب به سوی دنیا می‌گریزند؛ اما سپیده دم كه آن‌ها دورش می‌پندارند، به زودی آشكار خواهد شد.

همیشه دردهایمان را برای حضرت سوغات نبریم

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عاشورا و مهدویت(2)

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:جمعه 6 بهمن 1391-06:14 ب.ظ

راجع به اینکه امام زمان (ارواحنا له الفداء) به هنگام ظهور چه مطالبی را می گویند و با چه سخنانی آغاز خواهند نمود، روایاتی است، از جمله ی آنها روایتی است که محدّث بزرگوار مرحوم شیخ علی یزدی حائری متوفای سال 1333 هـ.ق نقل کرده است. او می گوید: زمانی که قائم آل محمد علیهم السلام ظهور کند، ما بین رکن و مقام می ایستد و پنج ندا می دهد:

1. اَلا یا اَهلَ العالَم اَنَا الاِمام القائِم.

2. اَلا یا اَهلَ العالَم اَنَا الصَّمصامُ المُنتَقِم.

3. اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً.

4. الا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین طَرَحُوهُ عُریاناً.

5. اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین سَحَقُوهُ عُدواناً. (الزام الناصب ، ج 2 ، ص 282)

آگاه باشید ای جهانیان که منم امام قائم، آگاه باشید ای اهل عالم که منم شمشیر انتقام گیرنده، بیدار باشید ای اهل جهان که جدّ من حسین را تشنه کام کشتند، بیدار باشید ای اهل عالم که جد من حسین را روی خاک افکندند، آگاه باشید ای جهانیان که حق جد من حسین را از روی کینه توزی پایمال کردند.

طبق این نقل، سه ندای اخیر، مخصوص و ویژه ی جد بزرگوارش امام حسین (ع) است و مصائب جگرخراش آن سید ابرار را بازگو می کند و اذیت و آزارهای جانکاهی که بر آن حضرت در صحنه ی خونین کربلا رفت، را یادآوری می فرماید.

نخست از قتل جدّ خود سخن می گوید که خود اعظم المصائب و بزرگترین فاجعه، در جهان اسلام به شمار می آید. و در کنار همین مطلب و همراه آن مصیبت تأثرانگیز و رقّت بار، عطش امام حسین (ع) را یاد می کنند، مصیبتی که هیچکس آن را توجیه نمی کند و حتّی درباره دشمن خود نپسندیده و روا نمی دارد و به حقیقت، لکه ننگین و عاری بر دامن بنی امیه و آل زیاد- علیهم اللعنه- و سپاه دیو و دد صفت کوفه و شام گردید که برای ابد قابل رفع و زوال و شستشو نخواهد بود. آنگاه مصیبت رقت انگیز دیگری را از جدّ خود حسین (ع) ذکر می کنند و آن روی خاک افکندن بدن مبارک آن حجت بالغه ی الهی است که در هیچ منطق و مکتبی روا نبوده و نیست. و همراه تذکر این مصیبت، نکته ی دیگری را ذکر می کنند که دلها را می شکافد و اشک غم و اندوه را بر گونه، روان می سازد و آن مصیبت عریان کردن بدن نازنین آن امام معصوم و آن انسان آزاده ی خداجو و با عظمت است که خود پناه مستضعفان و محرومان و نقطه ی بارز امید اهل ایمان بلکه مطلق انسان ها بود.

راستی چه کسی می تواند تحمل این فاجعه ی بزرگ را بکند که بدن مقدس ولی اعظم پروردگار را برهنه روی خاک بیندازند؟

در آخر، از بزرگترین فاجعه ای که در کربلا صورت گرفت و به دست آن وحشی صفتان دور از انسانیت بر بدن مبارک حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) واقع شد، سخن می گویند و آن موضوع کوبیده شدن نازنین پیکر تقوا و طهارت، بدن مقدس حسین (ع) است. موضوعی که هیچ کسی که کمترین مراتب انسانیت را دارا باشد آن را نمی پذیرد و صحّه بر آن نمی گذارد و با هیچ منطقی قابل توجیه نیست. موضوعی که هر چند انسان به کشتن دشمن سرسخت خود رضا دهد، بدان رضا نخواهد داد. مصیبتی که انسان متعارف و خالی از کینه و پستی، تاب شنیدن آن را ندارد و به حقیقت، انسان از وقوع آن در کربلا آن هم نسبت به بدن پسر ریحانه ی پیامبر اکرم (ص)، شرمسار و سربزیر گردید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شهادت امام حسن عسگری(ع)

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:یکشنبه 1 بهمن 1391-02:18 ب.ظ


بار دیگر شد ز کینه                زنده غم های مدینه

چون بقیع ، سامرا از کین خراب است       قلب شیعه در این ماتم کباب است

شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری نوشته اند .در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبیدالله بن خاقان گوید روزی برای پدرم ( که وزیر معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنی  حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد . خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . یکی از ایشان نحریر خادمبود که از محرمان خاص خلیفه بود ، امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبیبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گردیده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای  مسیحی و یهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبید و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند . و این کارها را برای  آن می کردند که آن زهری  که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته ، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن  29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی  خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او می کردند ... . این جستجوها و پژوهشها نتیجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طریق روایات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) می پیوست ، شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدین جهت به بهانه های  مختلف در خانه حضرت عسکری علیه السلام رفت و آمد بسیار می کردند ، و جستجو می نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بیابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم علیه السلام و حضرت موسی  علیه السلام تکرار می شد .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic