ما در راهیم به تو خواهیم رسید یا مهدی(عج)...

عید سعید فطر

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:چهارشنبه 16 مرداد 1392-06:10 ب.ظ

اس ام اس عید فطر

خداحافظ ای ماه غفران و رحمت

خداحافظ ای ماه عشق و عبادت

خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها

خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی

خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه

خداحافظ ای بهترین ماه الله


اون شب طوره دیگه ای بود انگار همه منتظر رؤیت ماه بودن.

در تلویزیون و رادیو هم از ماه و دیدنش صحبت میکردن
نمیدونستم چه خبره ولی هر چی بود خیلیها براشون مهم بود.
پای تلویزیون نشسته بودیم که یک دفعه اعلام کردن هلال ماه رؤیت شد و فردا عید فطر است.
درست نمیدونستیم چه خبره,خواهرم سهیلا هم مثله من بود و هنوز دقیقا متوجه ماجرا نشده بود.
ولی هرچه بود من دلم میخواست حتما فردا را روزه بگیرم آخه فکر کردم شاید چون عیده ثوابش هم بیشتر باشه.
سهیلا هم تصمیم گرفته بود روزه کله گنجشکی بگیره.
درسته هنوز برامون واجب نشده بود ولی در عالم بچگی دوست داشتیم ما هم یک کار چشمگیری کنیم.
مامان داشت با جاروبرقی خانه رو تمیز میکرد.ازش پرسیدم:مامان عید فطر یعنی چی؟
مامان هم گفت نمیشنوم بزار جاروبرقی بکشم بعد بپرس.
سهیلا رفت پیش مامان و گفت :مامان سحری چی داریم؟مامان هم گفت:هیچی نداریم.
مامان وقتی کارش تموم شد و جاروبرقی رو خاموش کرد به سهیلا گفت:میخواستی روزه بگیری؟
سهیلا هم سرش رو به عنوان تایید تکان داد.
مامان هم گفت دخترم فردا عید فطره نمیشه روزه بگیریم حرامه , انشاا... بزرگتر شدی میتونی کامل بگیری.
من هم کنجکاو شدم که حرام چیه؟از مامان پرسیدم:مامان حرام یعنی چی؟
مامان هم گفت:یعنی مثلا روزه به تو واجب بشه ولی تو روزه نگیری اون روزه نگرفتن حرامه.
بابا هم وقتی حرفمون رو شنید گفت:بله درسته مثلا همین فردا که عید فطر است روزه گرفتن حرامه و نباید روزه گرفت چون خدا گفته نگیرید.
من هم ادامه دادم:آهان فهمیدم حرام یعنی کاری که انجام دادنش ثواب داره ولی انجام دادنش گناه داره درست گفتم؟
مامان بابا هم گفتن:بله درسته خب حالا بروید بخوابید چون فردا صبح باید بریم مسجد تا در جشن عید فطر شرکت کنیم.
همه ی ما خوشحالی در صورتمان دیده میشد مامان بابا از عید فطر من هم از اینکه یاد گرفته بودم حرام چیست خوشحال بودم و سهیلا از اینکه فردا به جشن میرویم.
اما مامان بابا یک جورایی هم ناراحت بودند ناراحت از اینکه ماه رمضان رفت و من بعدها فهمیدم چه حسی دارد.



*عید سعید فطر رو به همه ی مسلمین جهان تبریک میگم
ماه رمضان امسال هم گذشت 
امیدوارم اخرین ماه رمضونی باشه که بدون اقا هستیم 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شب قدر و شهادت حضرت علی(ع)

نویسنده : ف.نشری سیس
تاریخ:یکشنبه 6 مرداد 1392-12:34 ب.ظ

یا رب ز تو امروز عطا می طلبم هشیاری و بخشش خطا می طلبم مقبولی روزه و نماز و طاعات از درگه لطفت به دعا می طلبم.




جمعیت زیادی دور حضرت علی حلقه زده بودند. مرد وارد مسجد شد و درفرصتی مناسب پرسید:
-یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟
علی در پاسخ گفت:
علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال وثروت میراث قارون و فرعون و هامانوشداد.



مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:
-اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت:بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید:-علم بهتر است یا ثروت؟
-علی فرمود: 
علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی. 

نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود،همان‌‌جا که ایستاده بود نشست. 
-در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد،و امام در پاسخش فرمود: 
علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است،ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!

هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:
-یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
-حضرت‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: 
علم بهتر است؛ زیرا اگر ازمال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگرانبیاموزی برآن افزوده می‌شود.

-نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنارستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال راتکرار کرد.
-حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند
علم بهتر است؛زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.

-با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:
-یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: 
علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. 

مرد ساکت شد. همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد.
در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:
یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
امام دستش را به علامت سکوت بالا برد و فرمودند 
علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.

مرد آرام از جا برخاستو کنار دوستانش نشست؛ آن‌گاه آهسته رو به دوستانش کرد و گفت: بیهوده نبود که پیامبر فرمود: من شهر علم هستم و علی هم درِ آن! هرچه 
از او بپرسیم، جوابی در آستین دارد، بهتر است تا بیش از این مضحکة مردم نشده‌ایم، به دیگران بگوییم،نیایند! مردی که کنار دستش نشسته بود، گفت: از کجا معلوم! شاید این
چندتای باقیمانده را نتواند پاسخ دهد، آن‌وقت در میان مردم رسوا می‌شود و ما به مقصود خود می‌رسیم! مردی که آن طرف‌تر نشسته بود،گفت: اگر پاسخ دهد چه؟ حتماً آن‌وقت 
این ما هستیم که رسوای مردم شده‌ایم! مرد با همان آرامش قلبی گفت: دوستان چه شده است، به این زودی جا زدید! مگر قرارمان یادتان رفته؟ ما باید خلاف گفته‌های پیامبر را به مردم ثابت کنیم.
-در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید،
-که امام در پاسخش فرمود
علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.

سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که…
-نهمین نفر وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید: یا علی!
علم بهتر است یا ثروت؟ امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود:
علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.

نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. 
او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:
-یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟ نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند:
علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند


فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود. سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند که می‌گفت: 
اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.


پ.ن:شهادت حضرت علی (ع) رو به همه ی شما تسلیت میگویم.



داغ کن - کلوب دات کام
تسلیت() 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic